ابراهيم اصلاح عربانى
24
كتاب گيلان ( فارسى )
در استراباد ، آمل ، سارى و هوسم ( رودسر ) داير كرده بودند . « 2 » بعد از آن تاريخ نيز سكههاى طلا و نقره طبق قانون عرضه و تقاضا ضرب مىشد ؛ اما چون سكهها را با دست تهيه مىكردند معمولا به يك شكل نبودند و به همين سبب در زمان ناصر الدين شاه و به دستور اين پادشاه كارخانهاى براى ضرب سكه از اروپا وارد كردند و گروهى كارگر متخصص نيز از خارج استخدام نمودند . از آن پس ضرب سكه در داخل كشور و به وسيله ماشين انجام مىگرفت . در زمان سلطنت اين پادشاه ضرب سكههاى طلا و نقره بهطور آزاد و بدون هيچگونه محدوديتى در ضرابخانههاى تهران ، تبريز ، رشت ، همدان ، كرمانشاه ، كاشان ، اصفهان و بعضى از شهرهاى ديگر انجام مىگرفت . تاريخ ضرب سكه در رشت مركز ايالت گيلان مربوط به سال 1243 هجرى قمرى است . اين ضرابخانهها وسيله مردم اداره مىشدند و دولت در كار آنها نظارت و دخالتى نداشت . صاحبان سكهخانهها موظف بودند بر حسب مدت بهرهبردارى مبلغى به دولت بپردازند . به سال 1236 شمسى زمان سلطنت ناصر الدين شاه با توجه به تغيير تنزيل و كاهش وزن و عيار مسكوكات جدولى تهيه شد كه بر طبق آن رابطهء نقره با طلا به نسبت 1 به 5 / 15 بود و اين نسبت متناسب با نسبت مورد قبول ايالات متحده آمريكا و كشور فرانسه بود . سكههاى رايج در آن دوران عبارت بودند از : پانقاز « 3 » : ( پنجقاز ) كه پولى بود از مس و معادل نيمشاهى ( 25 دينار ) . شاهى : سكهاى بود از نيكل معادل 20 / 1 قران ( 50 دينار ) . سنّار : 100 دينار كه از نيكل ساخته مىشد ، معادل 10 / 1 قران ( 100 دينار ) . عباسى : 4 شاهى برابر 5 / 1 قران . ربعى : نقرهاى معادل 5 شاهى يا 4 / 1 قران . شاهى : سفيد نقرهاى معادل با 3 شاهى . پناباد : نقرهاى برابر 10 شاهى يا 2 / 1 قران . قران : ( 2 پناباد ) كه سكهاى بود از نقره معادل 1000 دينار . ريال « 4 » : سكه نقرهاى معادل 1 قران و 5 شاهى . دو قرانى ، سكهاى بود نقرهاى معادل 2000 دينار . پنج قرانى نقرهاى معادل 5000 دينار . دوهزارى زرد معادل 4 / 1 تومان . ( در تلفظ دوزارى گفته مىشد ) تومان ، سكهاى نقرهاى برابر 10 قران . اشرفى طلا ، سكههاى مربوط به ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه و احمد شاه . پنجهزارى زرد طلا مساوى 2 / 1 تومان . باجقلى « 5 » ، سكه طلاى عثمانى . منات طلا ، متعلق به دولت روس . ليره ، سكه طلا متعلق به دولتهاى عثمانى و انگليس . امپريال ، سكه طلاى روس . اوستريا ، سكه طلاى اتريش . ارزش سكههاى طلاى خارجى و تقويم آنها به پول ايران بر حسب ترقى يا تنزل بورس بين المللى نوسان داشت . صراف و برگهاى اعتبارى و بانكها صرافى و برگهاى اعتبارى بازار اين منطقه با مبادلات وسيع آن نياز به روابط پولى و اعتبارى داشت . اين امر كه مسائلى را در چگونگى نقل و انتقال پول و تبديل پولهاى مختلف به يكديگر ايجاد كرده بود سبب پيدا شدن تعداد زيادى واسطه و صراف در گيلان گرديد . استفاده از سكههاى مختلف طلا و نقره رايج در كشورهاى طرف معامله و نيز حملونقل آنها مشكل بزرگى را بوجود آورده بود كه با ثابت نبودن نرخها دامنه آن گستردهتر مىشد . صرافان با سرمايه و حجرههائى كه به جهت ايجاد سهولت در اينگونه مبادلات داير كرده بودند كمك مؤثرى در رفع مشكل بازرگانان به حساب مىآمدند . كليهء پرداختها و دريافتها در شهرهاى دور و نزديك به وسيلهء صرافها و با استفاده از برات انجام مىگرفت . كارمزد اين نقل و انتقالها به مقصدهاى مختلف بر حسب ميزان عرضه و تقاضا و رقابت صرافان تعيين مىگرديد . در رشت و انزلى كه به صورت دو مركز مهم براى معاملات بازرگانى درآمده بودند فعاليت صرافان چشمگير بود . در هريك از اين دو شهر بازارى براى معاملات صرافى تشكيل شده بود كه در رشت به نام راسته صرافان در ابتداى بازار خرازهاى امروزى ( از طرف مسجد كاسهفروشان ) و در انزلى نيز با همين نام در پشت بازار تاجرهاى آن شهر قرار داشت . از صرافان مهم و معتبر بايد از تومانيانس نام برد كه در رشت و انزلى داراى تشكيلاتى شبيه بانكهاى امروزى بود و پس از او مىتوان در رشت از حاجى عبد الحسين صراف ( يوسفى ) و حسين شريعتمدارى و در انزلى از حاجى قدير صراف ، سيد حسن ملايرى معروف به قمى ، حاجى مير علينقى صراف ، مشهدى احمد همدانى ، كربلائى مهدى ازگمى و سيد حسن آل على نام برد . علاوه بر صرافان عدهاى از بازرگانان نيز با پرداخت حواله در كار معاملات تسهيلاتى بوجود مىآوردند و در اين دوره بود كه ( بيجك ) ابداع گرديد . بيجك عبارت از سندى بود كه صراف ضمن آن دريافت مبلغى را اعلام و به وعده كوتاه يا غالبا ( عند المطالبه ) تعهد پرداخت مىنمود . بيجك معمولا در مقابل براتهاى تسليمى بازرگانان صادر مىشد و بر حسب ميزان معروفيت و اعتبار صراف در بازار رائج بود .
--> ( 2 ) . تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه ، ر . ن . فراى ، انتشارات اميركبير ، تهران 1363 ، صفحهء 324 . ( 3 ) . نام « قاز » در زمان فتحعلى شاه به مسكوكات ايران افزوده شد . اين سكه وجود خارجى نداشته فقط در حسابها منظور مىشد . « پنقازى » كه به نيمشاهى مىگويند همان است و اصطلاح درست آن ( پنج قازى ) يعنى 25 دينار است . ( 4 ) . كلمهء اسپانيولى رئال وسيلهء پرتغاليها كه تجارت و معاملات زيادى از راه خليجفارس با مملكت ايران داشتند وارد اين كشور شد و تا زمان شاه عباس كه جزاير خليجفارس به تصرف ايرانيان درآمد مسكوك رايج ايران بود . ( 5 ) . « باجقلى » اسم دوكاى هلندى بوده است . اين سكه از دوران فتحعلى شاه از روسيه وارد ايران شد و مسكوك طلاى آن زمان را با اين نام مىشناختهاند .